مسافر...

توماس آکویناس (نام صحیحش توماس آکوئینی) بزرگترین فیلسوف و متکلم دوره قرون وسطی است. وی اواخر سال 1224 یا اوایل سال 1225 میلادی در قلعه روکاسکا در منطقه اکینیو در نزدیکی شهر ناپل، در خانواده ای اشرافی به دنیا آمد. اگر بخواهیم بر اساس لقبش که «گاو نر زبان بسته»، است حکم کنیم باید بگوییم که او نسبتا فربه بوده است. ویل دورانت می‌گوید: دوستانش وی را گاو بزرگ زبان بسته سیسیل لقب داده بودند.


ادامه مطلب
[ هشتم دی 1392 ] [ ] [ مسافر ]
شهر تاریخی استخر (اصطخر) که تاریخ نویسان برای توصیف وضعیت آن در زمان رونق اش همیشه از واژه هایی مانند بزرگ ترین و آبادترین بهره می گیرند اکنون پهنه دیوارهای سنگی و پرشکوه یادگارمانده اش به تابلوهای اعلانات و تبلیغات مبدل شده است.

دیوارنوشته ها و تبلیغاتی تهی و بی مایه به جای جاه و جلال سابق گوشه گوشه آثار به جامانده از این شهر بزرگ و پراهمیت دوران هخامنشی، ساسانی و اسلامی که بخش مهمی از تاریخ و هویت ایرانیان را در دل سنگ های خود دارد در نبود محافظ و مراقبی دلسوز پر کرده است.


ادامه مطلب
[ هشتم دی 1392 ] [ ] [ مسافر ]

مردی برای تمام فصول فیلمی است ساخته فرد زینه مان، کارگردان زبر دست و مشهور اتریشی. این فیلمساز فیلمهایی چون نیمروز، روز شغال و اسب کهر را بنگر را ساخته است. فرد زینه مان 4 بار جایزه اسکار برده و البته از قربانیان مک کارتیسم بود و چون چاپلین دو دهه آخر عمرش را در اروپا گذرانده است.


ادامه مطلب
[ پنجم دی 1392 ] [ ] [ مسافر ]

نام « جیکاک» برای مردم مناطق نفت خیز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسلیمان و عشایر بختیاری نامی کاملاً آشناست. نامی که به نماد شیادی ، نیرنگ بازی و حیله گری آنهم از نوع خطرناک آن یعنی انگلیسی تبدیل شده ، با گذشت قریب به 60 سال مردم این مناطق به کسانی که به نیرنگ ، مکر و حیله و البته سیاستمداری از نوع خاص کلمه مشهورند لقب جیکاک می دهند! « میجر جیکاک» مامور سازمان اطلاعاتی « انتلیجنت سرویس» انگلیس بود که سالها در مناطق جنوبی کشور به جاسوسی و اجرای برنامه های دولت متبوعش اقدام نمود. وی سالها زیر نظر « آندروود» که با اسامی « ماژور آندروود» و « کلنل آندروود» معروف است ، آموزش دیده و تجربه کافی کسب نمود. آندروود چهره ی مرموز و سیّاسی بود که مدتی ریاست بندر بصره را به عهده داشت و با قدرت عجیبی منطقه شط العرب را اداره می کرد. چند سال بعد با درجه کلنلی ریاست ادارة اطلاعات شرکت نفت انگلیس و ایران را عهده دارگردید و مدتی نیز در تهران در کسوت تاجر فعالیتهای جاسوسی انگلیس را سازماندهی می کرد.


ادامه مطلب
[ پنجم دی 1392 ] [ ] [ مسافر ]
    

                    فیلم: «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» بهت‌زده‌تان می‌کند

دو فیلم در جشنواره سی و یکم به شدت مورد توجه تماشاچیان سالن‌های جشنواره قرار گرفت؛ «حوض نقاشی» به کارگردانی مازیار میری که واقعاً از سوی داوران مورد ظلم قرار گرفت و به هر صورت در اکران عمومی به حقش رسید و «هیس! دختر‌ها فریاد نمی‌زنند» اثر پوران درخشنده که سیمرغ کریستال بهترین فیلم با رأی تماشاچیان به طور مشترک با ساخته میری به دست آورد.


ادامه مطلب
[ پنجم دی 1392 ] [ ] [ مسافر ]
                                 طولانی,ترین,سال

شب آخر آذر ماه مصادف با انقلاب زمستانی است و بنابرین طولانی ترین شب سال. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یکم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد...


ادامه مطلب
[ بیست و ششم آذر 1392 ] [ ] [ مسافر ]

آداب و رسوم شب یلدا, ایران باستان, شب چله

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نکرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه‌هایی را که انبار کرده اند و خشکبار و تنقلات می‌خورند.

همچنین دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می‌نشینند تا سپیده دم بشارت شکست تاریکی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید که بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا که به زعم آنان در این شب، تاریکی و سیاهی در اوج خود است.

واژه یلدا، از دوران ساسانیان که متمایل به به کارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به کار رفته است.

یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است که از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست که هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مرکب شب چله استفاده می شود.


ادامه مطلب
[ بیست و ششم آذر 1392 ] [ ] [ مسافر ]
یک توضیح کوتاه:

نوشتن وخواندن این کتاب برای بیداری ماست فهم این مطالب قیامت و بازخواست روز جزاء را برای ما یاداور می شود و اینکه اگر مشغله ها و مشکلات ُو غصه های رخ داده شده در این دنیا برای ما باعث فراموشی و غفلت از قیامت و دنیای بعد از مرگ شده با خواندن این کتاب و این ایه بیدار شویم ُ راههای فراموش شده  و گم کرده  را بیابیم. تلنگری باشد به بنا کردن دنیایمان با خوبیها واجازه ندهیم که مشکلات و ظواهر این دنیا ما را از روز بازخواست غافل کند این کتاب با مثال های عینی و زبان ساده بیانش که برای همه قابل فهم باشد ازوجود داشتن دنیای بعد از مرگ و باز خواست اعمال ما می گوید و به ما یادآوری می کند که چنین  واقعیتی خواهد بود و اگر هدف  و راه مشخص نباشد گیج شدن در این دنیا و نشناختن راه باعث سر درگمی و پوچی در دنیا و نابودی قیامت ماخواهد بود شکل انتخابی زندگی ما به هر نام و مدلی باشد باید با نیت پاک دنباله رو خوبیها باشیم انچه خدا و قرآن و پیامبران ازما می خواستند راه آنها را در پیش  بگیریم و به گفته هایشان ایمان راسخ داشته باشیم که باغ در این کتاب (تمثیلی از وعده بهشت خداوند است ) در انتظار ما باشد .


ادامه مطلب
[ چهاردهم آبان 1392 ] [ ] [ مسافر ]

خانواده الیور با مرگ پدرش سخت دچار مشکلات مالی شدند و الیور که زندگی را سخت میدید درس را رها کرد و به سرپرستی خانواده آمد. زندگی را با کاستی ها و قناعت ها می گذراندند تا روزی که تصمیم به ازدواج گرفت و با الیزابت پیمان زناشویی بست مشکلات مالی همچنان گریبانگیرش بود تا روزی که از عمویش ارث زیادی به او رسید نه تنها ارث بلکه شغل عمو هم ارثیه او بود و طولی نکشید که یکی از متمولین و از پولدارترین ساکنین کمبریج شد.

کرامول مثل خیلی های دیگر از سلطنت چارز اول ناراضی بود چون 11 سال بود که چالرزبدون پارلمان کشور را اداره میکرد و تنها وقتی میخواست مالیات بیشتری بگیرد پارلمان برگزار می کرد.کرامول به پارلمان راه یافت و به کمک گروه ارواح سرخ خواستند شاه را تغییر دهند.

در این زمان اختلافات کاتولیک ها و پروتستان ها و اختلاف شاه و مجلس به اوج خود رسیده بود. در این میان کرامول داوطلبانه لشکری برای دفاع از مجلس تشکیل داد و به همین ترتیب اولین دوره جنگ های داخلی انگلیس شروع شد.

در جنگ های داخلی لشکر کرامول پی در پی پیروز میشد و او به یک رهبر نظامی و محبوب تبدیل شد و با پشتوانه مجلس ارتش جدیدی برای انگلیس پایه ریزی کرد.

در طی یکی از نبردها که باز هم کرامول پیروز شد پادشاه مجبور شد به اسکاتلند فرار کند اما اسکاتلندی ها او را برگرداندند. در آن بهبوهه کرامول به یک رهبر قوی ملی تبدیل شده بود. او کلیسای انگلیس را تغییر داد.

بعد از مدتی تصمیم گرفت ارتش را رها کند و به زندگی عادی برگردد چون دیگر روحیه اش خسته بود ولی ارتش مانع این کار شد. اختلافات بین ارتش و مجلس بالا گرفت چون ارتشیان هنوز حقوق معوقه خود را نگرفته بودند و مجلسیان هم به آنان نشان افتخار نداده بودند. در این بین کرامول واسط بین ارتش و مجلس شد تا مجلس، ارتش را منحل نکند. و از طرفی مانع حمله ارتش به مجلس گردید.

از طرفی عده ای تندروی مذهبی در گوشه و کنار شهرها دست به شورش می زدند و کرامول به کمک دامادش آنها را یکی پس از دیگری خنثی وسرکوب  می کرد و در همان سال (1647 میلادی)شاه به جزیره ریت در جنوب انگلیس رفت و با اسکاتلندی ها برای حمله به انگلیس قراردادی را امضا کرد.کرامول در جنگی که به ایرلند رفت آنجا را به قتلگاه خونین سربازان  مردم کاتولیک تبدیل کرد.

کرامول که تازه انگلیس را آرام کرده بودو از جنگ های داخلی خسته بود ارتش و مجلس را رها کرد و به شمال انگلیس رفت و تا مدتی در هیچ نبردی شرکت نکرد و وقتی به لندن برگشت عضو کمیته محاکمه و اعدام شاه شد و مجلس اعیان را تعطیل کرد

و چارلز دوم روی کار آمد . کرامول با لشکر قدرتمندش به دو پیروزی بزرگ دست یافت یکی بر چارلز دوم و دیگری بر اسکاتلندی ها غلبه کرد و به یک فرمانده ی انقلابی قدرتمند تبدیل شد.

کرامول یک فئودال قدرتمند و یک مسیحی پروتستان بود

[ چهاردهم آبان 1392 ] [ ] [ مسافر ]

[ سوم شهریور 1392 ] [ ] [ مسافر ]
هرکس بدمابه خلق گوید،ماچهره زغم نمی خراشیم!

                                        ماخوبی او به خلق گوییم،تاهردو دروغ گفته باشیم!

[ بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ مسافر ]

فرآيند يا مفهومي است كه در طي آن فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد كسب و شركتهاي  نو، سازمانهاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت  مكارآفريني ي‌ورزد . اين امر توام با پذيرش خطرات است ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمت به جامعه  مي‌شود. بنابراين «كارآفرينان» عوامل تغيير هستند كه گاهي موجب پيشرفتهاي حيرت‌انگيز نيز شده‌اند.

انگيزه‌هاي مختلفي در كارآفرين شدن مؤثر مي‌باشند كه از جمله آنها: نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نيازمندي به احساس مفيد بودن و استقلال طلبي را مي‌توان نام برد.

افراد از ويژگيهاي شخصيتي خاص و گوناگوني برخوردار مي‌باشند طبيعي است كه برخي از ويژگيهاي كارآفرينان متمايز و برجسته از ساير افراد است به طور مثال داشتن خلاقيت و نوآوري، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آينده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. شيوه هاي پرورش اين ويژگيها متفاوت است.مطالعه و بررسي در زمينه اقدامات بعمل آمده در مورد موضوع كارآفريني در كشورهاي مختلف بيانگر آن است كه دانشگاهها در زمينه هاي آموزشي و پژوهشي پيشقدم بوده اند ولي فارغ التحصيلان بدون توجه و قصد بكارگيري آموخته ها و قدرت ابتكار خود در راستاي شروع كار و ارائه محصول و خدمت در بازار كار، چندان موفق نبوده اند.

 براي ترويج روحيه كارآفريني از طريق ايجاد و حمايت از خلاقيتها توسط اساتيد محترم، چند راهكار مي تواند مفيد واقع گردد:

  • طرح سوالات و گاهي ايجاد محيط معما گونه در تدريس.
  • آموزش نحوه تفكر علمي و چگونگي آزمون فرضيه ها.
  • تشويق دانشجويان به مشاركت و ذهن انگيزي در تدريس.
  • محترم شمردن سوالات اصيل.
  • اجازه دادن براي برقراري ارتباط جهت گفتگو در مورد تجاربي كه كسب كرده اند.
  • تشويق به احساس عزت نفس و اعتماد به نفس، و
  • تشويق دانشجويان مقاطع تحصيلات تكميلي به اخذ پايان نامه هاي مرتبط با مفاهيم كارآفريني.

 

با توجه به اينكه يكي از پيامدهاي مثبت كارآفريني اشتغال مولد است طرح كاراد با هدف «ترويج و بهره‌مندي از پيامدهاي مثبت» خود در بين دانشگاهيان و فارغ التحصيلان ارائه شده و بمورد اجرا گذاشته شده است.

2 - كارآفريني چيست؟

 در مورد تعريف كارآفريني ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد و درك كامل مفهوم و موضوع \" كارآفريني \" نيازمند اطلاع از ديدگاه هاي بين رشته اي مي باشد. كارآفريني برحسب ماهيت خود و توجه محققان رشته هاي مختلف از نظر روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد، صنعت و حتي تاريخي تعريف شده است.

واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي \"Entrepreneurs\" به معناي \"متعهد شدن\" نشات گرفته است كارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامي مكاتب اقتصادي از قرن 16 ميلادي تا كنون به نحوي كارآفريني را در نظريه هاي اقتصادي خويش تشريح نموده اند.

كارآفريني از مباحثي است كه در تمامي ابعاد توسعه اقتصادي و اجتماعي از حدود 20 سال به اين طرف عملاً در دنياي تجارت و كسب و كار مطرح شده است. از جمله تعاريف كارآفريني مي توان به موارد زير اشاره نمود:

 ژوزف شومپيتر( 1934) فرآيند كارآفريني را  تخريب خلاق مي نامد به عبارت ديگر ويژگي تعيين كننده در كارآفريني همانا انجام كارهاي جديد و يا ابداع روشهاي نوين در امور جاري است. روش نوين همان تخريب خلاق مي باشد. از نظر وي نوآوري در هر يك از زمينه هاي ذيل كار آفريني محسوب مي شود.

1 – ارائه كالاي جديد.

2 – ارائه روش جديد در فرآيند توليد.

3 – گشايش بازاري جديد.

4 – يافتن منابع جديد.

5 – ايجاد هر گونه تشكيلات جديد در صنعت.

 

كارآفريني كيفيتي است كه افراد را قادر مي سازد يك فعاليت جديد را شروع كنند يا با قدرت و به طور ناباورانه فعاليت موجود را توسعه دهند.

كارآفريني موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگيري اين پديده مي تواند به تحول و دگرگوني اساسي در اقتصاد ملي منجر شود. كارافريني فرآيندي است كه طي ان فرد كارآفرين با ارائه ايده و فكر جديد ايجاد كسب و كار با قبول مخاطره و تحمل ريسك، محصول و خدمت جديد را ارائه ميكند.

اگرچه تعاريف گوناگوني از كارآفريني ارائه شده است، ليكن بيشتر نويسندگان و صاحب نظران در مجموع كارآفريني را  فرآيند شناسايي فرصتهاي اقتصادي، ايجاد كسب و كار و شركتهاي جديد، نوآور و رشد يابنده براي بهره برداري از فرصتهاي شناسايي شده مي دانند كه در نتيجه آن كالا ها و خدمات جديدي عرضه مي شود

3 – 1 - تعاريف كارآفرين

  ريچارد كانتيلون1 (1730) اولين كسي بود كه اين واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اينچنين تعريف نمود : كارآفرين فردي است كه ابزار توليد را به منظور تركيب به صورت محصولاتي قابل عرضه به بازار خريداري مي كند. كارآفرين در هنگام خريد از قيمت نهايي محصولات اطلاع ندارد.

جان باپتيست سي2 (1803) كار آفرين را فردي ميداند كه مسووليت توليد و توزيع فعاليت اقتصادي خود را بر عهده دارد.

فرانك نايت3 (1921) كار آفرينان را كساني ميشناسد كه در شرايط عدم قطعيت4 به اتخاذ تصميم مي پردازند و پيامدهاي كامل آن تصميمات را نيز شخصاً مي پذ يرند.

طبق نظر كاسون5 (1982) كار آفرين فردي است كه تخصص وي تصميم گيري عقلايي و منطقي در مورد ايجاد هماهنگي در منابع كمياب ميباشد. وي داشتن توان داوري و قضاوت را عنصري مشترك در تمامي كار آفرينان تشخيص داده است . از ديدگاه كارلند7 (1984) كار آفرين فردي است كه شركتي را به منظور سود و رشد تاسيس مينمايد  و آنرا مديريت كرده و از آن براي پيشبرد اهداف شخصي استفاده ميكند.

همچنين به تعاريف زير نيز مي توان اشاره كرد: كارافرين كسي است كه توانايي آن را دارد تا فرصتهاي كسب و كار را ببيند و آنها را ارزيابي كند، منابع لازم را جمع آوري و از آنها بهره برداري نمايد، و سپس عمليات مناسبي را براي رسيدن به موفقيت پي ريزي نمايد.

كارآفرينان كساني هستند كه با ايجاد محصولات وخدمات نوين مورد نسياز مردم، درآمد خوبي كسب مي كنند. معمولاً گمان مي رود كه كارآفرينان در راه اندازي شركتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هيچ، كسب و كارجديد خلق مي كنند. انها به رغم مخاطرات بسيار، پيشگام كارهاي جديد مي شوند.

منبع : سايت مركز كارافريني دانشگاه تبريز

[ هفدهم اسفند 1391 ] [ ] [ مسافر ]

نویسنده: اسکات گربر                          منبع:روزنامه دنیای اقتصاد
مترجم: سیمین راد
اخیرا از من سوال شد که یک کارآفرین تازه‌کار پیش از همه باید دست به چه اقداماتی بزند تا بتواند کسب‌وکارش را به خوبی به راه بیندازد. من هم تصمیم گرفتم تا برای پاسخگویی به این سوال از چند تن از موفق‌ترین کارآفرینان حاضر در آمریکا سوالاتی بپرسم. دست آخر، پاسخ‌های این کارآفرینان تازه‌کار، جوان و موفق را به این ترتیب دسته‌بندی و مشخص کردم.


(1) رشد و توسعه شخصی خود را بهبود بخشید.

باید بتوانید وضعیت ذهنی خود را از یک کارمند به یک کارآفرین تغییر دهید. کتاب‌های مقتضی درباره کارآفرینی بخوانید، مناسبات خود را تغییر دهید، با افراد هم‌رای خود مشورت کنید و روی رشد و توسعه شخصی و شخصیتی خودتان کار کنید. هر مشکلی که از جانب شخص شما وجود داشته باشد یا به شخصیت شما مربوط باشد، می‌تواند بر کسب‌وکار شما اثر جدی بگذارد و البته قطعا در آینده اثرگذار خواهد بود. هر اندازه تلاش کنید تا از حیث شخصی و شخصیتی به بلوغ اقتصادی برسید، فعالیت اقتصادی شما نیز با سرعت بیشتر رشد و توسعه خواهد یافت.


ادامه مطلب
[ هفدهم اسفند 1391 ] [ ] [ مسافر ]
کارآفرین بودن فقط خلق کردن یک‌بنگاه جدید نیست. گاهی اوقات سخت ترین بخش کار مربوط به خود افراد است؛ یعنی خود را برای سفری که در پیش دارید، آماده کنید.


اخیرا در کارگاهی آموزشی در مورد تجاری سازی تکنولوژی به مدت 8 هفته تدریس کردم و طی ارائه واحدهای درسی دو واقعیت را در ذهن داشتم. یکی اینکه من خودم کارآفرین هستم. وقتی این مرحله از بازنوآوری را می‌گذرانم، به مسائلی توجه می‌کنم که هر شرکت
تازه کاری باید آن را برای خود حل کند؛ یعنی تعریف هدف و ارزش و چگونگی وقوع آن. دوم اینکه لیست کردن برنامه‌های آینده خودم از طریق یک طرح کسب‌وکار – که دانشجویانم باید مشابه آن را ایجاد کنند – به طور باورنکردنی کار مفیدی است. این فرآیند باعث می‌شود ایده‌های بزرگ و مهم شکل بگیرند و سپس از محتوا به بازار جهش داشته باشیم. طی کردن این فرآیند و ایجاد یک استراتژی فوری، برای توسعه شخصی افراد نیز مفید است؛ چیزی که آن را کارآفرینی درونی می‌نامم.
اگر شما نیز حس می‌کنید که باید کسب‌وکاری را راه‌اندازی کنید، برای ایجاد طرح شخصی‌تان چارچوبی مورد نیاز است. مطالعه می‌تواند در این راه به شما کمک کند. اما چرا سیستمی را به کار نمی‌گیرید که منطقی و آزمایش شده باشد و روزانه از سوی کارآفرینان بلندپرواز برای ایجاد شرکت‌هایی مشابه گوگل یا اپل به کار گرفته شده باشد؟ برای کارآفرینی درونی اگر می‌خواهیم تلاش زیادی به کار ببریم، باید به سوالات اساسی زیر پاسخ بدهیم:
دارایی فکری من چیست؟


ادامه مطلب
[ هفدهم اسفند 1391 ] [ ] [ مسافر ]
                        

             دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد

                                                        عاقبت با عشق و غم کوه امیدم آب شد

            گفته بودی یوسف گم گشته باز آید ولی

                                                         یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد...

[ بیستم دی 1391 ] [ ] [ مسافر ]
             

          شاعر از کوچه مهتاب گذشت...

               لیک شعری نسرود!

        نه که معشوقه نداشت،نه که سرگشته نبود

      سال ها بود دگر کوچه مهتاب،خیابان شده بود...!!!

[ بیستم دی 1391 ] [ ] [ مسافر ]
گروه اینترنتی آفتاب شما Aftabu.Com

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را در دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال ها هست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما
سیب نداشت

[ هفدهم دی 1391 ] [ ] [ مسافر ]
               
[ چهاردهم دی 1391 ] [ ] [ مسافر ]

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل ازامتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.

بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه آمدیم.».....

استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد وبه هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....

آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....

سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که
سوال این بود: « کدام لاستیک پنچر شده بود؟»....!!!!

[ چهاردهم دی 1391 ] [ ] [ مسافر ]
        

                                         چه رسم جالبی است !!!

محبتت را میگذارند پای احتیاجت …

صداقتت را میگذارند پای سادگیت …

سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …

نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …

و وفاداریت را پای بی کسیت …

و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که

تنهایی و بی کس و محتاج !!!

 

[ هشتم دی 1391 ] [ ] [ مسافر ]
درباره وبلاگ
لینک های مفید
امکانات وب